چفیه
ای علمداران علمداری کنید
ای علمداران علمداری کنید
رهبر اسلام را یاری کنید
بازهم در غربتی پْر از خروش
“اَین عمار” علی آید بگوش
گوئیا که شام عاشورا شده
عشق در این امتحان معنا شده
رفتنی ها می روند از کربلا
کیست تا باقی بماند بر وفا
عشق را بار دگر احیا کنید
گوش جان خویشتن را وا کنید
رهبری بیدار دل فریاد زد
شعله ها بر جان استبداد زد
بی بصیرت، عالمی در غفلت است
بی بصیرت، دین حق در غربت است
سعی در راه شریعت لازم است
در ره ایمان بصیرت لازم است
دل به سوی کربلا پر می زند
نبض ما با نبض رهبر می زند
ما دل خود را به رهبر می دهیم
ما به فرمان علی سر می دهیم
جلوۀ ایمان ز رویش منجلی است
رهبر بیدار ما “سید علی” است
دهه کرامت
دشمن شناسی
به رغم زخـم زبانها به غم، عنان ندهم ز کف، قرار خود از طعن طاعنان ندهم
رفـیـق عـهـدشـکـن! از تو کـمـترم آری اگر که بر سر پیـمان خـویش جان ندهم
اگر چه صورتم از سیلی خودی سرخ است چـراغ سـبـز به بیـگـانگـان نشـان ندهم
به خیمهگه چو شبیخون بیامان زده خصم ز تـیــربـار کـلامـم بـه او امــان نـدهــم
به رغم این همه تحریم، پیش چشم عدو ز بـیم، پـرچـم تـسـلـیـم را تـکـان نـدهـم
سـبکسـرانـه چـو پـیـران طالب تمجـید زمـام عـقـل بـه تـأیـیـد هر جـوان نـدهم
بس است خوردن نیش از شکافها یکبار دوبــاره در دهـن مـار، امـتـحـان نـدهـم
رهین باور خویشم! هرآنچه خواهی گو که دل به خشم و خوشایند این و آن ندهم
به رغم تازه به دوران رسیدگان حریص مـقـام فـقـر بـه سـرمـایـۀ جـهـان نـدهــم
زمین اگر همه دشمن شود، بگو به «امین» که دست زخـمـی او را به آسـمان ندهم